متن کامل مصاحبه با پروفسور لطف آبادی در مورد پروژة پانزدهسالة نوشتن ۱۰۰ کتاب خوب برای همة کودکان و نوجوانان ايران

آقای دکتر،
"......... دو سه سال است که من بارها به وِب سايت شما سر زده ¬ام امّا، با کمال تعجب، تغييری در آن نديده ام!
چه شده؟ چه اتفاقی افتاده؟ من در سی و يک سال پيش که در دانشگاه فردوسی دانشجوی شما بودم يادم هست که می گفتيد وضعيت نامناسب روان شناختی و تعليم و تربيت کودکان و نوجوانان و جوانان ايران اقتضا می کند که هر نفر از ما يک برنامة علمی هفتاد ساعت کار در هفته داشته باشيم.
واقعاً کنجکاو هستم که بدانم در اين سالهای اخير مشغول چه کاری بوده و هستيد که در وِب سايت شما نمودی نداشته است؟ و بيش از آن، دلم می خواهد بدانم که اين روزها از نظر علمی، روزگار را چگونه می گذرانيد؟........"

درود بر شما. پرسش درستی است.
اجازه بدهيد به اين سئوال شما، که در ايميل خود طرح کرده ايد، بطور کامل جواب بدهم.
يکی اينکه من در اين سه سال گذشته، مانند سالهای پيش از آن، ده ساعت در هفته در صبح روزهای شنبه و يکشنبه و دوشنبه به کار موظّف تدريس دروس روان شناسی و راهنمايی پايان نامه های دانشجويان فوق ليسانس و دکتری دانشگاه بهشتی مشغول بوده و هستم.
دوم اينکه در اين مدت، ده ساعت در هفته را هم در سه¬تا بعد از ظهر همان روزها، پاسخگوی مراجعان مطب خودم در ولنجک (تهران) بوده و هستم.
سوم اينکه، سئوال شما مربوط به پنجاه ساعت باقی ماندة کار علمی هفتگی است که بايد به آن پاسخ بدهم!
بگذاريد بگويم، به همان اندازه که وِب سايت من در سه سال اخير غيرفعال بوده، خودم يکسره مشغول کار بوده ام، کار برای يک پروژة پانزده ساله که از تابستان 1392 شروع شد و تا 12 سال ديگر (يعنی تا سال 1407) ادامه خواهد يافت.
در تير ماه 1392، که با فرزندم رامتين و با نوه هايم سام و داريوش، در کتابفروشی اينديگو در تورانتو ميخواستيم چندتا کتاب کودک برای بچه ها بخريم، هرچه بيشتر جستجو کردم می ديدم کتابهای خوبی که پاسخگوی رشد انديشه و شخصيت و فرهيخته بار آوردن کودکان و نوجوانان ايرانی باشد بسيار کم است.
من 55 سال از عمر هفتاد و دو سالة خودم را اساساً به کار روان شناسی تربيتی کودکان و نوجوانان و جوانان پرداخته ام و کتابهايی که نوشته ام برای تدريس دروس گوناگون روان شناسی تربيتی و برای استادان و دانشجويان بوده است.
در آن روز گرم تابستانی تيرماه 92 در کتابفروشی بزرگ اينديگو در ايتون¬سنتر در تورانتو، اين فکر در ذهنم پيدا شد که چرا من، به جای نوشتن کتابهای درسی دانشکاهی، نبايد برای خود کودکان و نوجوانان و جوانان کتاب بنويسم که هدف اصلی تعليم و تربيت هستند؟
دو هفته ای را به جستجوهای خودم در کتابفروشی ها و کتابخانه های بزرگ تورانتو و در سايتهای انتشاراتی کتابهای کودکان و نوجوانان و جوانان، از جمله در سايت آمازون، پنگوئن بوکز، و سايتهای ايرانی، ادامه دادم و هر چه بيشتر جستجو کردم به همان نتيجه رسيدم که کتابهای خوب و مناسب و کافی برای رشد انديشه و شخصيت و فرهيخته بارآوردن کودکان و نوجوانان و جوانان در اختيار نيست.
و چنين شد که عزم خودم را جزم کردم و پروژة پانزده سالة نوشتن "100 کتاب خوب برای همة کودکان و نوجوانان ايران" را طراحی کردم و در اين سالها مشغول اجرای آن بوده و هستم.
سخن به درازا کشيد. بگذاريد خبر بدهم که همين روزها 20 عنوان از "100 کتاب خوب برای همة کودکان و نوجوانان ايران" (در قطع وزيری و با کاغذ گلاسة صد و پنجاه گرمی بصورت تمام رنگی) چاپ شده و 80 عنوان باقی مانده را هم به¬صورت دسته های ده تايی در سالهای پيش رو آماده خواهم کرد.
تصوير رو و پشت جلد اين 20 عنوان کتابی را که چاپ يکم آنها توسط انتشارات حکيم فردوسی، از هر عنوان2000 نسخه (جمعاً به تعداد 40000 نسخه)، آماده شده، اکنون در وِب سايت گذاشته ام تا دوستان ببينند و برای تهية آنها (بخصوص اگر علاقمند به کار بيزنس و توزيع آنها در شهرهای ايران يا در کشورهای امريکا و کانادا و اروپا و استراليا باشند) از طريق ايميل Lotfabadih@Gmail.Com با من تماس بگيرند.